تبليغاتX
نانوشته هاي يك ناشناخته: منتقد دولت نهم
سیاسي، اقتصادي و اجتماعي

 

به قبل از انتخابات برگريدیم به زماني كه هنوز كسي منافق نشده بود هنوز كسي متهم نبود و اوين خالي از سياستمداران و انقلابيون بود. به  اتفاقات هفته قبل از انتخابات بپردازيم و آن مناظره معروف. زماني كه فردي براي راي آوردن خود و براي اثبات خود به نفي ديگران پرداخت آن زمان چرا كسي هشدار نداد. مدعي العمومان ابن الوقت در خواب و خماري بودند. انجا كه در جامعه عده اي شدند طلحه و زبير يا طرفداران معاويه و طرفداران علي؟ اما چرا آن زمان كسي حرف از وحدت نمي زد. چرا كسي نسبت مردمي را كه انقلاب كرده بودند جنگيده بودند و شهيد داده بودند با بدي ها و كژي ها ساخته بودند با خوارج مارقين و قاسطين يا منافقين جدا نساخت. چرا كسي فرياد برنياورد كه ملت رشيد ايرن مستحق اين توهين ها نيست. نه ما خوارج بوديم و منافق و نه آنها علي و بر حق. جامعه وقتي دو قطبي شد وقتي عده اي خود را حق مسلم پنداشتند بالاجبار ديگران بايد باطل باشند. ريشه مشكلات و معضلات از همين ديدگاه آغاز شد.

 توهم توطئه كه قبلا دشمن را در خارج از مرزها رصد مي كرد اينك نياز به دشمن داخلي داشت و چه چيز بهتر از انتخابات. براي اينكه حق پا برجا بماند نيازي به راي مردم نبود بر همين اساس بود كه راي مردم تنها بازيچه اي شد براي پز دادن و بازي هاي رسانه اي. آري وقتي تو خود را بر حق بداني ديگران حق اظهار نظر ندارند حق حكومت ندارند. ابزار انتخابات به چه كار مي ايد و ...

آري ريشه مشكل نگاه دو قطبي به جامعه است. مدعيان قانون و قانونمداري آنان كه به جاي وكيل ملت شده اند ذليل دولت چرا آن زمان حناق گرفته و خموشي گزيدند.

ريشه مشكل قوه قضاييه و شخص ايت الله شاهرودي است كه ننگ روحانيت است. زيرا او مي توانست يكبار براي هميشه داستان مافياي قدرت و ثروت را يكسره كند. مگر مي شود متهمي از دادگاه بخواهد به كارهايش و خلاف هايش رسيدگي شود و نشود. چرا آيت الله شاهرودي به تخلفات هاشمي و خاندان هاشمي رسيدگي نكرد. كه اگر رسيدگي مي كرد يا هاشمي هماني بود كه احمدي نژاد مي گفت و يا اگر اين چنين نبود مي بايست تهمت زننده مجازات مي شد يا حداقل دوره بعد بهانه اي براي تخريب ديگران نداشت. به راستي چرا قوه قضاييه به تخلفات فرزندان هاشمي رسيدگي نمي كند. مگر نه اينكه فرزندان هاشمي نامه نوشتند تا به كارهاي آنان رسيدگي شود پس چرا قوه قضاييه رسيدگي نمي كند. اين ساده انگارانه است كه خود را غرق در داستانها و افسانه مافياي قدرت هاشمي كنيد. يكبار فكر كنيد كه اگر قوه قضاييه رسيدگي كند و حق و باطل مشخص شود ايا ديگر فرد مذكور بهانه اي براي تخريب ديگران دارد. البته بهانه اي كه مردم قبول داشته باشند. آري آيت الله هاشمي شاهرودي ننگ روحانيت است چون او تمام تهمت ها را شنيد اما هيچ كاري براي اثبات وجود يا عدم وجود تمهمت ها نكرد. تهمت هايي كه به روحاني زده مي شد كه خود از بنيانگذاران نظام بود. در حقيقت او با سكوتش بر اين اتهامات مهر تاييد زد.

آري ريشه مشكل در نگاه دو قطبي و كاركرد غلط قوه مخروبه قضاييه است.

پ.ن : شايد طرز بيانم در مورد آيت الله شاهرودي وقيحانه يا توهين آميز باشد. اما ايا اين حرفهاي من از تهمت هايي كه در رسانه ملي به يك روحاني زده مي شود بيشتر است؟

پ.ن2: من قصد دفاع از هاشمي را ندارم بلكه ديدگاه غلط حاكمان قضايي را مي خواستم بيان كنم.

 

+ مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin Donbaleh نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم آبان 1388ساعت 16:40  توسط الیاس  | 
 

ديكتاتوري يعني اينكه مجلس هر كاري را كه رئيس جمهور بخواهد انجام دهد به صورت قانون در آورد به وزيران راي دهد و مهم نباشد وزيران چه عملكردي دارند مهم اين است وزيران استيضاح نگردند.

ديكتاتوري يعني دادن  اختیار100درصدی مجلس به دولت برای یارانه ها . ديكتاتوري يعني يا با ما باش يا بودنت ضرورت ندارد.

ديكتاتوري  يعني مهم نباشد كه پولهاي نفت كجا مي رود مهم نباشد بر سر مردم چه مي ايد اما مهم باشد كه اين دولت بر سر كار باشد.

ديكتاتوري يعني هر كاري را عده اي انجام دهند ولو غلط  درست است. اما كارهاي درست ديگران هم غلط است. ديكتاتوري يعني تنها عده اي حق سئوال داشته باشند و از پاسخگويي مبرا باشند. ديکتاتوري يعني تحريف تاريخ برای بر حق نشان دادن خود. ديكتاتوري يعني منافق خواندن همه جز خود و ديكتاتوري يعني ....

.....

..

..

ديكتاتوري يعني دولت خود خوانده فعلي

پ.ن: نوشتنم نمي آيد مي توانيد خود زحمت نوشتنش را بكشيد.

+ مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin Donbaleh نوشته شده در  یکشنبه هفدهم آبان 1388ساعت 22:28  توسط الیاس  | 

خبر ها تلخند و گزنده . دستگيري ، ضرب و شتم، تجاوز، گراني  و علم فروشي بر روي پياده رو يا كليه فروشي بر روي در  و ديوار . درد آور است كه در كشوري با اين همه  موهبت خدادادي مردم بايد به تن فروشي يا بدن فروشي( همچون فروش كليه) و علم فروشي رو بياورند به راستي چرا؟

 ريشه تمام اين مشكلات فقر است اما نه فقر مادي بلكه فقر فرهنگي است. كشور به همان اندازه كه در داشتن مواهب خدادادي بي نظير است به همان اندازه در نداشتن فرهنگ كار و علم نيز بي نظير است. نخبگان جامعه راهي به سطوح بالاي مديريت پيدا نمي كنند البته اگر مشمول فرار مغزها نگردند و آناني كه به سطوح بالاي مديريتي راه پيدا مي كنند براي رسيدن به اين مدارج انچنان خود را با محيط ادپته مي كنند كه پس از مدتي بله قربان گو مي شوند و مي شوند زيتنت الامرا.

فقر فرهنگي است كه باعث مي شود دروغ گويي ، فريبكاري و تهمت زني فرهنگ رايج گردد.  فقر فرهنگي است كه باعث مي شود كساني كه انگ مي زنند بر صدر بنشينند و جاكي شاكي و متهم عوض شود. فقر فرهنگي است كه ريشه فقر مادي است. كه اگر فرهنگ كار به درستي در كشور نهادينه شود فقر مادي نيز از بين مي رود. اگر اخلاق و فرهنگ اسلامي و صحيح ( نه معجوني كه اينك به نام اسلام عرضه مي شود) حاكم شود ديگر مداحان و مجيزگويان در صدر نيستند ديگر انگ زنندگان و فريب كاران بر مصدر امور نمي نشينند و تنها در آمار پيشرفت نمي كنيم و اين پيشرفت زندگي مادي مردم را هم شامل مي شود. آري ما فقيريم. نه فرهنگ داريم و نه  مي توانيم از موهبت هاي خداوند استفاده درستي انجام دهيم.

پ.ن: حس و حال خوبي ندارم حتي براي نوشتن.

+ مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin Donbaleh نوشته شده در  یکشنبه هفدهم آبان 1388ساعت 9:0  توسط الیاس  | 

 

 

می گوییم جمهوری ایرانی زیرا از اسلامی که در آن حفظ نظام از اوجب واجبات است بیزاریم  و اسلامی که شعارش این است با ماکیاولیسم  یکسان است. همین اسلام ماکیاولیستی  است که باتوم به دست به ظاهر برادران می دهد تا بر صورت دختری معصوم فرود آورند این اسلام است که کهریزک می سازد اوین بنا می نهد تا هر که را تنها و تنها بر خلاف نظرش بود به ناکجا اباد سوق دهد.

می گوییم جمهوری ایرانی زیرا از اسلامی که در آن حفظ نظام از خواندن نماز واجب تر است بیزاریم.

می گوییم جمهوری ایرانی زیرا از اسلامی که اطاعت از فردی همراستا با اطاعت از خدا باشد بیزاریم.

 


ادامه مطلب
+ مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin Donbaleh نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم آبان 1388ساعت 23:8  توسط الیاس  | 

 

آنک سیزدهم آبان، این سبزترین روز سال دوباره از راه می‌رسد. آیا امروز قابل‌تصور است که حرکت مردم بر اثر بازداشته شدن همراهی از همراهی خاموش شود؟ اگر اینگونه باشد دستاوردهای چهل و پنج سال تاریخ معاصر خود را از دست داده‌ایم، و اگر چنین نباشد این نشانه‌ای از ریشه‌های انقلابی ماست. ما به اتکای این ریشه‌هاست که سبز شده‌ایم، ریشه‌هایی که اگر از آنها دور شویم به همان چیزی تنزل خواهیم کرد که مخالفان مردم آرزو می‌کنند. به این خاطر است که جا دارد با هر تلاش افراطی در این جهت برخوردی احتیاط‌آمیز داشته باشیم.

 


ادامه مطلب
+ مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin Donbaleh نوشته شده در  شنبه نهم آبان 1388ساعت 13:9  توسط الیاس  | 
 

 آری پس از 12-13 قرن هنوز هم بیت امتی که خیال می کنند مولایشان هستی غریبی. امتی که از مولایشان دلخوش به تاریخ تولدش هستند همان که از یک سال پیش دارد تکرار می شود و چه تکرار ملالت آوری. انگار اگر ردیف شدن عددها نبود بهانه ای برای بزرگداشت شما نبود.از موسسه توریستی گرفته تا بانک و فست فود همه بیش از آنکه منش ر, رفتار ] سیره و سنت شما را مد نظر قرار دهند. یادشان بود که امروز هشتمین شعبه خود را افتتاح کنند و هر جور شده خود را به این عدد وصل کنند هشت. انگار وصل شدن تنها به عددی است. انگار تمام وجودت در عددی خلاصه شده است. وای از دست این متحجرانی که تنها و تنها عظمتت را در عددی خلاصه می کنند.

 آری هنوز هم غریبی آقا. رضای غریبان. میلادت مبارک

+ مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin Donbaleh نوشته شده در  جمعه هشتم آبان 1388ساعت 22:21  توسط الیاس  | 

 

بازديد رئيس دولت بعد از نهم از نهاد رياست جمهوري خبري بود كه توسط رسانه ها مخابره شد. خبري در خور تامل و تفكر. حالا مردي كه خود را مردمي مي دانست و هر ورز سعي داشت خود را در انظار عمومي نشان دهد و در رسانه ها جاي داشته باشد به جايي رسيده كه در نمايشگاه مطبوعات و رسانه ها حضور پيدا نمي كند. به سفرهاي استاني نمي رود و ترجيح مي دهد به بازديد از نهادي بپردازد كه كارمندانش زير نظر خود و همفكرانش هستند و  همفكر و هم راي خود. اين خبر نشان مي دهد كه حالا ديگر مي توان ايمان آورد گفتماني كه تنها و تنها فريب كاري و عوام فريبي را سرلوحه كار خود قرار داده بود رو به افول نهاده است. آنان اينك منزوي تر از هميشه هستند آنقدر منزوي كه نه در دانشگاه جايگاه دارند و نه در بين مردم و عوام. بي جهت نيست كه براي بازديد بايد به جايي بروند كه كارمندانش توسط همفكرانش گلچين شده است. اين خبر نشان مي دهد كه ديگر جايي وجود ندارد تا بتوان ستاد مستقبلين راه انداخت و مردم را به خيابان كشيد يا مدرسه تعطيل كرد و ...

حالا رئيس دولت بعد از نهم تنها و تنها شده است آنقدر تنها كه مي تواند از نهادي كه خود رئيس آن است بازديد به عمل آورد نه جایی دیگر

+ مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin Donbaleh نوشته شده در  چهارشنبه ششم آبان 1388ساعت 10:22  توسط الیاس  |